طرف ما(2) دیگه بروز نمیشه ادرس جدیدhttp://myviolon.blogfa.com |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
درویشی می گذشتند زوج جوانی از پیش پس به وی گفتند: ای درویش! ما دو نفر چند صباحی است که با یکدیگرزندگی می کنیم و بی نهایت عاشق یکدیگر هستیم و فکر می کنیم تا آخر عمر نیز این عشقبا دوام بماند نظر تو چیست؟ درویش نگاهی به آن دو بنمود و هیچ نگفت! آن زوج سوالخویش را تکرار نمودند. درویش گفت: آن چه از شما می بینم آن چیزی است که از تمامزوجین امثال شما دیدم و آن این که چند سال دیگر حتی تحمل دیدن یکدیگر را نیزنخواهید داشت! پس زوج متعجب شدند و گفتند: اما ما دو نفر آنقدر یکدیگر را دوستداریم که حتی یک ساعت نیز بدون هم دوام نمی آوریم چگونه چنین حرفی می زنی؟ درویشگفت: بسیار بودند زوجینی مثل شما که عشقی آتشین داشتند اما دیری نپائید که روابطآنها به سردی گرائید. زوج پرسیدند: ما چه باید بکنیم تا آتش این عشق برای ماجاودانه باشد؟ درویش گفت: فقط یک راه دارد و آن این است که به خواسته یکدیگر خیانتنکنید! یعنی اگر همسرت از تو چیزی خواست و تو آن خواسته را قبول نمودی که انجام دهیپس باید آن را در همه حال رعایت کنی چه در جفا و چه در خفا ! که اگر آن خواسته رادر پیش وی به جا نیاوری مهرت از دل همسرت بیرون رود و اگر آن خواسته را در خفارعایت ننمایی خود را و زندگیت را گرفتار دام بلا نمایی و این است رسم عشق پایداراگر خواهان آنید زماني پير درويشي چنين مي گفت سپبدي بر رخ مردان حريم و حرمتي دارد نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]() نويسندگان
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |